تبليغاتX
عشق

عشق

داستان خودم

سلام عرض میکنم خدمت همه شما دوستان گلم که تا اینجا منو تنها نذاشتن واقعا" خوشحالم از داشتن شما و افتخار میکنم

 خوب دیگه این وبلاگ شاید پایانش این آپ باشه البته باز هم میگم شاید

 هر آغازی یه پایانی داری مثل کتاب مثل یک فیلم مثل زندگی که با تولد شروع میشه و با مرگ هم پایانش فرا میرسه و مثل یه دوستی که تبدیل به عــــشـــق میشه اما بعد جدایی تموم میشه آره من کسی که با تمام وجودم دوستش داشتم و عاشقش بودم منو تنها گذاشت ترکم کرد کسی که خیلی از این آپ های وبلاگ تقدیم به اون کرده بودم کسی که همه چیزمو به پاش گذاشته بودم اما رفت قدر ندونست نمیدونم از کجا شروع کنم نمیخوام داستان براتون تعریف کنم من 30 بهمن سال 1388 با مریم آشنا شدم من پسر بی تجربه ای تو دوستی نبودم اما از همون اول یه حس خاصی نسبت بهش داشتم واقعا" دوستش داشتم عاشقش بودم اوایل دوستیمون خیلی دوران خوبی داشتیم خیلی خاطره های قشنگی داشتیم تا اینکه بعد یه مدتی منو مریم سر یه سری از مسائل بعضی وقط ها با هم دعوا داشتیم دعواهایی که سر کوچک ترین چیز ها حالا بگذریم مریم 6 بار با من کات کرد اما هر 6 بار برگشت اما دفعه اخر که برگشت به عشقمون قسم خورد به جون من قسم ورد به جون عزیز ترین کساش قسم ورد که دیگه کات نکنه اما با سر اشتباهی که خودش کرده بود و من باید کات میکردم نه اون کات کرد باز تنهام گذاشت تنهام گذاشت با اون هم قول امیدی که به من داده بود مریم میدونم که میای این آپ میخونی بدون خیلی بی معرفتی خیلیییییییییییییییی من هم چیزمو به پات گذاشتم از هیچ چیز واست کم نذاشتم سال نو بهت اس ام اس دادم تبریک گفتم جواب ندادی تولدم چشمم همش به گوشیم بود که یه تبریک بهم بگی اما نگفتی خیلی نامردی لیاقت دوست داشتن نداشتی یه روز با خودم فکر میکردم که اگه تورو با یه غریبه ببینم شهر اتیش میزنم اما الان حاضر نیستم کبریتی روشن کنم تا ببینم کجایی بهم قول داد بودی یا مرگ یا تو همه اینا یادت باش در اخر هم یه شعر مینویسم

 یادمان باشد اگر شا گلی را چیدیم

 وقت پر پر شدنش سوز نوایی نکنیم

پر پروانه شکستن هنر انسان نیست

 گر شکستیم ز غفلت من مایی نکنیم

 یادمان باشد سر جاده عشق

 جز برای دل محبوب دعایی نکنیم 

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند

 طلب عشق ز هر بی سر پایی نکنیم


یا علی

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390ساعت 15:15  توسط مهران  | 

خوشبختی

اگه اون که کنارته تورو بسشتر از من می خواد 

اگه با همون راحتی اگه باهات راه میاد

اگه روزگار بد  تورو ازم گرفته اگه خاطرات خوبمون از خاطرم نرفته 

خوشبختیت آرزومه حتی با من نباشی 

حتـــــی از خاطرهـــــام چداشـــــــــی

از همون روزهای اول میدونستم نمیمونی

میدونستم نمیتونی عشق تو چشمام بخونی

از همون روزهای اول دل تو با دیگری بود

کاش همیشه پات بمونه اون که عشق بهتری بود

خوشبختیت آرزومــــــه حتی با من نباشــــی 

حتـــــی از خاطرهـــــام چداشـــــــــی



+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1390ساعت 23:17  توسط مهران  | 

هیچکی نمی تونه بفهمه

هیچکی نمی تونه بفهمه که دلم از چی گرفته

هیچکی نمی تونه بفهمه که صدام از چی گرفته

هیچکی نمی مونه با من توی داهم هم سفر شـــه

اخه می ترسه با من با دل من در به در شـــه

هچکی نمی تونه بفهمه که چرا چشمم همیشه خیسه خیـــســه

چرا هیچکی حتی یه نامه واسه من نمی نویسه

هچکی نمی دونه  قلبم  تا حالا چند دفعه شکسته

هیچکی نمی دونه سر راه اون تا حالا چند دفعه نشسته

اخه تو کلبه سوت کور تاریک قلبم خورشید که جا نمـــیشه

می دونم اگه تا لحظه مرگم بگردم دنبالش پیدا نمـــیشه

اخه تو کلبه سوت کور تاریک قلبم خورشید که جا نمـــیشه

می دونم اگه تا لحظه مرگم بگردم دنبالش پیدا نمـــیشه


+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اسفند 1389ساعت 12:5  توسط مهران  | 

عشق من

دیگه زندگیم داره ته میکشه از دلم پیاده ش آخرشه

نه بمن شاید بازم جون بگیرم

نه برو که می خام راحت بمیرم

نه بشین که سر رو شونت بذارم

نه پاشو که دیگه دوست ندارم

نه نه نه بیا بیا و دستامو بگیر عشق من

بیا تو هم با من بمیر!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آذر 1389ساعت 20:21  توسط مهران  | 

بذار عاشقت بمونم

قلب من میگه که هستی  اما چشمام میگه نیستی

خیلی سخته باورم شه که تو پیشم دیگه نیستی

بگو که هنوز چشماتو رو به عشق من نبستی

چشم من میگه تو رفتی  اما قلبم میگه هستی

حالا که همش خیاله بذار دستاتو بگیرم

بزار تو فرض محالم با تو باشم تا بمیرم 

بذار عاشقت بمونم  بذار عاشقت بمونم  بذار عاشقت بمونم

حالا که همش تو رویاست نذار دلتنگت بمونم

مرگ بیداری برای من اینو خیلی خوب میدونم

ذار عاشقت بمونم  بذار عاشقت بمونم  بذار عاشقت بمونم



+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مهر 1389ساعت 22:32  توسط مهران  | 

عاشق

من فقط عاشق اینم حرف قلبتو بدونم

الکی بگم جداشیم تو بگی که نمیتونم

من فقط عاشق اینم بگی از همه بیزاری

دو سه روز پیدام نشه تا ببینم چه حالی داری

من فقط عاشق اینم عمری از خدا بگیرم

انقدر زنده بمونم تا به جای تو بمیرم

من فقط عاشق اینم روزایی که با تو تنهام

کار و بار زندگیمو بذارم برای فردام

من فقط عاشق اینم وقتی از همه کلافه ام

بشینم یه گوشه دنج موهای تورو ببافم

عاشق اون لحظه ام که پشت پنجره بشینم

حواست به من نباشه دزدکی تورو ببینم

من فقط عاشق اینم عمری از خدا بگیرم

انقدر زنده بمونم تا به جای تو بمیرم

 

این آپ تقدیم میکنم به کسی که خودش میدونه چقدر دوستش دارم

 

عاشقتمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مرداد 1389ساعت 18:43  توسط مهران  | 

کوچه

توی کوچه های  خلوت راهی عشق تو بودم

راهی ترانه هایی که برای تو سرودم

زیر لب میخوندم آروم تک تک ترانه هاتو

به امیدی که دوباره میشنوم بازم صداتوووووووووو

 

ولی هر چی انتظار کشیدم نیومدی

هر چقدر تو کوچه ها قدم زدم نیومدی

همه ترانه ها توی گریه گم شدن

زیر پام خیس شد از اشکام تو بازم نیومدی

 

به خودم میگفتم هر جا که باشی میای سراغم

اخه گفته بودی جز تو هیچ کسی دوست ندارم

باورم نمیشد از من ببری واسه همیشه

اخه گفته بودی عشقت توی جونم کرده ریشه

گفتم اخه مگه میشه تو به یاد من نباشی

مگه میشه که بخوای تو بری ازم جداشیی

 

ولی هر چی انتظار کشیدم نیومدی

هر چقدر تو کوچه ها قدم زدم نیومدی

همه ترانه ها توی گریه گم شدن

زیر پام خیس شد از اشکام تو بازم نیومدی

+ نوشته شده در  شنبه دوم مرداد 1389ساعت 22:23  توسط مهران  | 

گریه

دوباره نمی خوام چشای خیسم کسی ببینه

یه عمر حال روز من همینه کسی به پای گریه هام نمی شینه

بازم دلم گرفتو گریه کردم بازم به گریه هام میخندم

بازم صدای گریم همه شنیدن همه به گریه هام میخندن

 

دوباره یه گوشه میشینمو واسه دلم می خونم

هنوز تو هنوز تو حسرت  یه هم زبونم  ولی نمیشه اینو می دونم

دوباره نمی خوام چشای خیسمو کسی ببینه

یه عمر حال روز من همینه کسی به پای گریه هام نمیشینه

 

بازم دوباره دلم گرفته

دوباره شعرام بوی غم گرفته

کسی نفهمید غمم چی بوده

دلیل یک عمر ماتمم چی بوده

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم تیر 1389ساعت 0:11  توسط مهران  | 

پیشنهاد

سلام به همه ی دوستای گلم ببخشید که یه مدت دیر به دیر  آپ میکنم ولی قول میدم از این به بعد سر وقت آپ کنم و به نظرات قشنگتون جواب بدم

می خواستم یه پیشنهاد به من بدین دوست دارید تو وبلاگم همین طور شعرهای عاشقانه آپ کنم یا داستان های عاشقانه؟

ممنون میشم نظرتون بگید!!!

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم تیر 1389ساعت 11:53  توسط مهران  | 

همه چی آرومه

همه چی آرومه تو به من دل بستی

این چقدر خوبه که تو کنارم هستی

همه چی آرومه غصه ها خوابیدن

شک نداری دیگه تو به احساس من

همه چی آرومه من چقدر خوشحالم

پیشم هستی حالا به خودم می بالم

تو به من دل بستی از چشمات معلومه

من چقدر خوش بختم همه چی آرومه

تشنه ی چشماتم منو سیر ابم کن

منو با لا لا یی دوباره خوابم کن

بگو این آرامش تا ابد پا برجاست

حالا که برق عشق از نگاهت پیداست

همه چی آرومه من چقدر خوشحالم پیشم هستی حالا به خودم می بالم

 

سلام به همه ی دوستان گلم می خوام این آپ قدیم کنم به کسی که خیلی دوستش دارم و خودش میدونه که خاطرش چقدر واسم عزیزه

مریمم عاششقتم,دوست دارم یه دنیا,می خوامت با تمام وجود

Bo0o0o0o0o0o0o0o0o0sSsSsSsSsS

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم خرداد 1389ساعت 10:36  توسط مهران  | 

پشیمونم پشیمونم پشیمون

کجایی که ببینی من هنوزم

دارم تو حسرت چشمات می سوزم

روز و شب دنبال یه راه چارم

که بازم پامو تو قلبت بزارم

همش کلافمو تو فکر اینم

که هر جوری شده تورو ببینم

ببینم که  بهت بگم ببخشید

دلم حرف تورو هیچوقت نفهمید

یه وقت هایی میام کنار خونه

همون وقت هایی که دارم بهونه

یه چند وقته بهونت میگیرم

حالم خراب دارم میمیرم

غریبه ها نتونستن بفهمن

یه ذره از دل از حرف های من

پشیمونی مثل غصه میمونه

تموم خنده هاتو میسوزونه

 پشیمونم پشیمونم پشیمون

پشیمونم برات مغرور بودم

تو بودی ولی با تو نبودم

تو بودی من از تو دور بودم

 

کسی جاتو نمی تونه بگیره

برای گفتن این حرف ها دیره

میدونم که دیگه دوستم نداری

ولی تو توی قلبم مونده گاری

کسی جاتو نمی تونه بگیره

برای گفتن این حرف ها دیره

میدونم دیره دیگه تمومه

ولی چی کار کنم که آرزومه

 

دوباره تو یشی چراغ خونم

من هم پیشت یاشم دردت به جونم

میدونم دیره دیگه تمومه

 

ولی چی کار کنم که آرزومه

یه وقت هایی میام کنار خونه

همون وقت هایی که دارم بهونه

یه چند وقته بهونت میگیرم

حالم خراب دارم میمیرم

پشیمونم پشیمونم پشیمون

پشیمونم برات مغرور بودم

تو بودی ولی با تو نبودم

تو بودی من از تو دور بودم

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم فروردین 1389ساعت 18:21  توسط مهران  | 

راهی عشق

توب کوچه های خلوت      راهی عشق تو بودم     راهی ترانه های که برای تو سرودم

زیر لب می خوندم اروم تک تک ترانه ها تو

به امیدی که دباره مس شنوم باز هم صداتو

ولی هر چی انتظار کشیدم نیومدی

هر چه قدر تو کوچه ها قدم زدم نیومدی

همه ی ترانه هام توی گریه گم شدن

زیر پام خیس شد از اشکات تو باز هم نیومدی

به خودم می گفتم که هر جا باشی میای سراغم

اچه گفته بودی جز تئ هیچ کسی دوست ندارم

باورم نمیشد ببری واسه همیشه

اخه گفته بودی عشقت توی جونم کرده ریشه

گفتم اخه مگه میشه تو به یاد من نباشی

مگه میشه که بخوای بری از من جدا شی

ولی هر چی انتظار کشیدم نیومدی   هر چه قدر تو کوچه ها قدم زدم نیومدی

همه ی ترا نه هام توی گریه گم شدن    زیر پام خیس شد از اشکام تو باز هم نیومدی

+ نوشته شده در  شنبه یکم اسفند 1388ساعت 0:3  توسط مهران  | 

سروناز بی تاب

بیا کنارم سروناز بی تاب

بیا کنارم زیر طاق مهتاب

عطش ببازیم به نسیم دریا

غزل برقسیم طلوع فردا

بیا کنارم ساقه ی بهاره

رو فرش برگ و پولک ستاره

خمار شعرم میشکنه پیش تو

عجب شرابی نفس تو داره

گل بهارم  در انتظارم

حریر سبزی بیاد کنارم

تنت حریرت جوی ابر جاری

صدای گرمت غیرت فناری

بزار بگیرم مثل تور دریا تو را به آغوش ماهی فراری

اگر بدونن ابر و باد و بارون چه دلنواز این شب مهربون

حجوم میارن روی چرت کوچه, صدای شهرو می برن تا آسمون

غروب گذشت شب رسید به نیمه

تب تو می خواد گل سرخ حیمه

بگو بخوابن همه اهل دنیا هنوز یه نیمه مونده از شب ما

گل بهارم  در انتظارم   حریر سبزی بیاد کنارم

+ نوشته شده در  شنبه دهم بهمن 1388ساعت 11:30  توسط مهران  | 

نخواستم با غم بسازی

 

نخواستم با غم بسازی       نخواستم چیزی نگی

 

نخواستم درد دلت دیگه با هیچکی نگی

 

آخه عشق اجباری نیست    تو زندون من نمون

 

حالا که فکر رفتنی دیگه از موندن نخون

 

 

تا دیدم می خوای بری دلم راه تو سد نکرد

 

برو فردا مال تو دیگه انجا بر نگرد

 

بدون بعد از من دلت هرجا جا نذار

 

غم با من بودن تو دیگه به یاد نیار

 

اگر شونت تکیه گام پس چرا من تنها شدم

 

چرا هر احظه هام همیشه منم تنها با خودم

 

چقدر قصم خنده داره

 

چقدر بی کاره دلم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم دی 1388ساعت 13:36  توسط مهران  | 

دلم از حادثه خسته

تنم از حادثه خسته

دلم از غصه شکسته

ناجی شکسته بالم که توی اما نشته ای

ای که واسه خاطر من دل مردم شکستی

پر بغض گریه بودم تو رسیدی تا بخندم

واسه پیدا کردن تو   دل به جاده ها می بندم

 

راهیه یه کوله راهم  کوله بار عشق بستم  دیگه از خودم بریدم

دیگه از آینه خستم توی کعبه وجودم  دور چشمه ی تو گشتم

نکنه دلم گلایه   باید از تو می گذشتم

می خوام این عشق قشنگ از نگاهت پس بگیرم

نمی خوام مثل پرنده توی این قفس بمیرم

ای نگاه آبی ناز کاش تو مهربون نبودی

میون این همه آدم تو یه هم زبون نبودی

لحظه گذشتن از تو اخرین لحظه دیدار

واسه تو از تو گذشتم

همین میگن یه ایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــثار

+ نوشته شده در  جمعه بیستم آذر 1388ساعت 20:39  توسط مهران  | 

عشق

عشق این نیست که فقط به کسی بگی که عاشقتم

عشق بدون گفت هم عشقه

عشق قربانی هم هست

یعنی

ساکت بودن بخاطر همدیگه

عشق فقط داشتن نیست

عشق از دست دادن شادیهات

به خاطر شادی های همدیگه

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 11:1  توسط مهران  | 

مجنون لیلی

کنا سیب رازقی

نشسته عطر عاشقی

من از تبار خستگی                  بی خبر از دلبستگی

                               عاشقم

ابر شدم صدا شدی                   شاه شدم گدا شدی

شعر شدم قلم شدی                عشق شدم تو غم شدی

 

لیلای من دریای من آسوده در رویای من این لحظه در هوای تو

گمشده در صدای تو من عاشقم مجنون تو گمگشته در بارون تو

 

مجنون لیلی بی خبر در کوچه هایت در به در مست پریشون خراب

هر آرزه نقش بر آب شاید که روزی عاقبت آروم بگیرد در دلت

 

کنار هر ستاره ای

نشسته ابر ژاره ای

من از تبار سادگی                   بی خبر از دلدادگی

                              عاشقم

ماه شدم ابر شدی                    اشک شدم صبر شدی

 برف شدم آب شدی                  قصه شدم خواب شدی

 

لیلای من دریای من آسوده در رویای من این لحظه در هوای تو

گمشده در صدای تو من عاشقم مجنون تو گمگشته در بارون تو

 

مجنون لیلی بی خبر در کوچه هایت در به در مست پریشون خراب

هر آرزه نقش بر آب شاید که روزی عاقبت آروم بگیرد در دلت

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 13:29  توسط مهران  | 

دلم گرفته

با تو شعرام همگی رنگه بهاره

با تو هیچ چیزی دلم کم نمیاره

وقتی نیستی همه چیز تیره و تاره

کاش ببخشی تو خطا هامو دوباره

 

ای خدای مهربون دلم گرفته

از این ابر نیمه جون دلم گرفته

از زمین اسمون دلم گرفته

اخه اشکامو ببین دلم گرفته

تو خطاهامو نبین دلم گرفته

تو ببخش فقط همین دلم گرفته

 توی لحظه های من شیرین ترینی

واسه عشق عاشقی تو بهترینی

کاش همیشه محرم دلم تو باشی

تو بزرگی اولین و آخرینی

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 19:3  توسط مهران  | 

دوست دارم

دوست دارم همانا

می سوزه عشقم از درد

پر میشم از اسم تو                هر ثانیه هر شب

دوست دارم تا فردا

دوست دارم تا دریا

شاید ببینمت باز                   تو وقت خواب و رویا

ساعتی از شقایق                دقیقه های عاشق

دوست دارم تو بارون تمام این دقایق

اگه فردا نباشه دوست دارم همیشه 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 17:13  توسط مهران  | 

نامه ای برای تو

 

می دونی که بی تو تنهام

نمی گیره هیچ کی جاتو

 

حتی فکر جداییت می سوزونه همه وجودم

تو بمون کنار من به خدا بی تو میمیرم

 

نگو تنهات می ذارم  میدونی دیوونه میشم

نگو باورت ندارم  دوباره بی خونه میشم

 

حالا سردی نگات داره جونمو آتیش میزنه

نمی دونی تو قلبم یه صدایی فریاد میزنه

 

 

                         بود و نبودم,همه وجودم,اروم جونم,واست می مونم

                        دل نگرونم,اگه نباشی بدون چشمات مگه میتونم

                        گرمی دستات,برق اون نگات, یادم نمیره طعم بوسه هات

 

کاشکی بدونی اگه نمونی میشکنه قلبم بی تو اون صدات

دوباره یاد تو دوباره اشک من,همیشه عشق تو میمونه تو قلب من

صدای خنده هات صدای هق هقام نگاه سرد تو میمونه تو ذهن من

شده خاطره اغوش گرم تو                                   دیگه همدمم شده قاب عکس تو

 

بیا جونم مهربونم این نامه را میخونم برای تو

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 19:49  توسط مهران  | 

عین خیالت هم نیست

عین خیالت هم نیست

 

 

عین خیالت هم نیست یکی داره میمیره هر وقت که  تنها میشه سراغتو می گیره

عین خیالت هم نیست این دل دلوا پس,پرنده بی پناه, تنهایی قفس

عین خیالت هم نیست یکی هنوز منتظره,بکی با دوتا چشم خیس هنوز نگاهش به دره

عین خیالت هم نیست اگه یه روز نبا شم اگه برم بمیرم یا که ازت جدا شم

عین خیالت هم نیست دوستت نداشته باشم دیگه با دیدن تو حسی نداشته باشم

عین خیالت هم نیست بدون تو بمیرم دیگه واسه همیشه سراغتم نگیرم

 

عین خیالت هم نیست    عین خیالت هم نیست   آره نیست

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 22:30  توسط مهران  | 

ماه من غصه چرا؟

ماه من غصه چرا؟

 

اسمان را بنگر که هنوز بعد از صدها شب و روز

مثل ان روز نخست

گرم وابی پر از مهر به ما می خندد

یا زمینی که دلش از سردی شب های خزان

نه شکست و نه گرفت

بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید

و در اغاز بهار دشتی از یاس سفید

زیر پاهامان ریخت

تا بگوید که  هنوز پر امنیت احساس خداست

ماه من غصه چرا؟

تو من را داری و من  هر شب روز

ارزویم  همه خوشبختی توست

ماه من  دل به غم دادن از یاس سفید سخن ها گفتن

کار انهایی نیست  که خدا را دارند...    

ماه من  غم اندوه اگر هم روزی مثل باران بارید

یا دل شیشه ای ات  از لب پنجره عشق  زمین خورد و شکست

با نگاهت به خدا  چتر شادی واکن

و بگو با دل خود  که خداست  خداست

او همانی است که از تارترین لحظه شب  راه ی از نور امید نشانم می داد..

او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد  همه زندگی ام  غرق شادی باشد

ماه من  غصه اگر هست بگو تا باشد

معنی خوشبختی اگر هست  اندوه است...

این همه غصه و غم  این همه شادی و شور

چه بخواهی و چه نه میوه یک باغند

همه را باهم و با عشق بچین...

ولی از یاد مبر!

پشت هر کوه بلند  سبزه زاری است پر از یاد خدا!

و در ان باز کسی می خواند!

که خداست  خداست                                                  و چرا غصه؟!چرا؟!

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 22:48  توسط مهران  | 

او را در آینه به آغوش گرفتم

او را

در آینه

به آغوش گرفتم

حال آنکه از مرگش

سالها می گذشت

اما گویی آینه

هنوزم گرمای تنش

و طعم بوسه های عاشقانه اش را

 حفظ کرده بود

احساس کردم او در کنارم است

 و ناگاه به یاد لحظه هایی که با او بودم آرام گریستم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 19:26  توسط مهران  | 

آینه

پرسید که چرا دیر کرده است

                                                         نکند دل دیگری او را اسیر کرده است

خندیدم وگفتم او فقط اسیر من است

                                                         تنها دقا یقی چند تاخیر کرده است

گفتم امروز هوا سرد بوده است

                                                        شاید موعود قرار تغییر کرده است

خندید به سادگی ام اینه گفت

                                                        احساس پاک تو را زنجیر کرده است

گفتم از عشق  من چنین سخن مگو

                                                        گفت خوابی  او سال ها دیر کرده است

در اینه به خود نگاه می کنم

                                                        اه  عشق او عجیب مرا پیر کرده است

راست گفت که اینه منتظر نباش

                                                       او برای همیشه دیر کرده است 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 22:4  توسط مهران  | 

در هوای قلب من پرواز کن

 

در هوای قلب من پرواز کن

مکتب عشق مرا اغاز کن

من ز ساز کهنه ی دل خسته ام

نغمه های تازه برام ساز کن

گر تو باغ ارزوهايم شدی

روی بگشای در به رويم باز کن

با من از باران و از شبنم بگو

عشق خود با قلب من دمساز کن

با دو چشم بسته ات مفتون شدم

ديده ات بگشا و باز اعجاز کن

خلوتم را پر کن از حسی غريب

اين سکوت تلخ پر اوز کن .

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 16:47  توسط مهران  | 

سکوت مرگ


 اين سکوت نحس را تو بشکن
قلب ترک خورده را تو مرهم باش
اشکهاي ديدگان را تو بشوي
گونه معشوق را تو ببوس
که گر اين گونه نباشي
تو نيز خاطره خواهي شد و
من را در صندوقچه ي گنج در ته اقيانوس زندگي مدفون خواهي کرد
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 22:27  توسط مهران  | 

ندانسته عاشق شدم،دانسته گریه کردم ودانسته درون خود شکستم

ندانسته عاشق شدم،دانسته گریه کردم ودانسته درون
خود شکستم.
 نگاهم سراسر اشتیاق بود،
نگاهم حاکی از تپیدن قلبم بود،
نگاهم لبا لب،نیاز بود،
نگاهم شِکوه از تنهایی بود،
نگاهش...........
نگاهش خنده بود،
نگاهش شیطنت بود،
نگاهش بی مهری بود،
نگاهش شکستن قلبم بود،
نگاهش ردِ نگاهم بود

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 14:17  توسط مهران  | 

بوسه عشق

 

بوسه های سرد

بوسه های سپید

بوسه های برفی

در نیمه شب سرد

میان سپیدی برف

زیر خاموش روشن شدن

نور تیر چراغ برق

کوچه ای خالی

لبهایی عاشق

عاشق بوسیدن

بوسیدن

و

بوسیدن

هر بوسه فریادیست

میان سکوت شب

سکوتی سرشار از عشق

سکوتی سرشار از سپیدی برف

سکوتی سرشار از دوست داشتن

و

بوسیدن در میان برف...

+ نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت 23:55  توسط مهران  | 

دوستت داشتم , دوستت دارم , دوستت خواهم داشت

 

تورو دوست دارم عجیب ,  تورو دوست  دارم زیاد , چطور پس دلت می یاد منو تنها بذاری .

تورو دوست دارم مثل لحظه ی  خواب ستاره  ها 

تورو دوست دارم مثل حس غروب دوباره ها

تورو دوست دارم عجیب ,  تورو دوست دارم زیاد , نگو پس دلت می یاد منو تنها بذاری.

 

توی اخرین وداع  وقتی دورم از همه  چه صبورم ای خدا  دیگه وقت رفتنه

تورو می سپارم به خاک , تو رو می سپارم به عشق , برو با ستاره ها ...ستاره ها...ستاره ها

 

تو رو دوست دارم مثل حس دوباره ی تولدت

تو رو دوست دارم وقتی می گذری همیشه از خودت

تورو دوست دارم مثل خواب خوب بچگی بغلت می گیرم میمیرم به سادگی

 

تورو دوست دارم مثل دلتنگی های وقت سفر

تورو دوست دارم مثل حس وقت سحر , مثل کودک تو راه , بغلت می گیرم  با دل غریبم با تو می سپارم به خاک.

+ نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت 13:55  توسط مهران  | 

موفقیت

 

یادخداآرامبخش قلبهاست

چقدر شبیه خودت می شوی وقتی.......

روزت را با عشق آغاز می کنی ادامه می دهی وبه پایان می رسانی.

همیشه طعم کارهایت منحصر به فرد است:کار با طعم عشق.

روزهای شنبه یک sms به این مضمون می نویسی "لحظه هایی سرشار از معجزه داشته

باشید."وسپس گزینه send to list را انتخاب می کنی.

هفته ای یک sms امید بخش برای یکی از دوستانت که کمتر با تو تماس می گیرندمی فرستی

بیشترین بخش های برنامه غذایی ات به گیاه خواری اختصاص دارد.

هر روز به اطرافیانت یک جمله مثبت واثربخش هدیه می دهی.

هنگام شب به خیر گفتن به فرزندت تکرار این جمله را فراموش نمی کنی: خواب های

رنگی ببینی فرشته زندگی من!

وقتی تنهایی به خانه دلت سرک می کشد با آرامش تکرار می کنی: تو خدای مهربان همیشه

کنارم هستی ومن عاشقانه حضورت را احساس می کنم.(می بینی؟!دیگر احساس

تنهایی نمی کنی!)

همیشه به خاطر یکی از بزرگ ترین نعمت های خداوند سپاسگزاری:لبخند کودکان!

(کم نعمتی نیست ! باور کن!)

از تماشای آسمان زیبای شب خودت را بی نصیب نمی کنی.

هر ماه یک کتاب به کتابخانه محله تان هدیه می دهی (قیمت کتاب اصلا مهم نیست).

هر روز ۵ درصد بیشتر از روز قبل به دیگران محبت می کنی!

وقتی از کسی بدی می بینی آن را به  همه انسان ها تعمیم نمی دهی وجمله :

"همه همین طورند" را به کار نمی بری.

هر بار که با اطرافیانت صحبت می کنی حتما روی یکی از ویژگی های مثبت آن ها

تاکید می کنی.

در روز تولد دوستانت اشتراک یک ساله یک مجله خوب مثل موفقیت !را به آن ها هدیه

می دهی!

ارزشهای خوب فراوان است شما باید آن ها را پیدا کنید.

نظر یادت نره هاااااااااااا   

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 21:48  توسط مهران  |